تبليغاتX
پسرون اهوازی - و ما در عروسی محسن یار قدیمی
وبلاگی برای اهوازی ها و عاشقان اهواز
یه شب به یاد موندنی

یه شب تاریخ عوض کن

پر شور پر از شادی

و دیگر جای شما خالی.

همه چیز دست به دست هم داده بود تا اون شب زیبا رو به باغی از ستاره ها مبدل کنه جایی که فکر کنم محسن روی زمینش راه نمیرفت .خوشحالی هممون اونقدر زیاد بود که یادمون رفته قراره چه اتفاق بزرگی بیفته.یادو خاطره ها جای خودشون رو به شادی و سرور داد و صداها همه و همه برای رفتن محسن و خانومشون به سوی خوشبختی صلوات میدادن.خیلی زیبا بود آن شب بیاد ماندنی شبی تکرار نشدنی البته اگه محسن سرش نجنبه شوخی کردم محسنمون مال این حرفا نیست اما خوب خوب خانومی گیرش اومد ماشال...گل از اونایی که فقط بهشت داره.

حالا توی یکی از شبهای مهری که تنهام فقط چه چیز رو دلم مونده بود اونم این بود که یه احوال پرسی اساسی با داداشمون داشته باسیم واسه همین طی تماس تلفنی که داشتیم که بماند چی گفته شد خیلی حرفا زدیم بیشتر خاطره بود و از این صوبتا.خوب من زیاد عکس نگرفتم از عروسی اما این رو با اجازه صاحب عکس برای شما گذاشتم تا به امید خوشحالی هممون و رسیدن الباقی عاشقا به عشقشون به زیبایی این دو دوست عزیز عاشقمون.

 

خوب خودم (داود)داخل عکس ها نیستم خوب هر عکسی یه عکاس میخواد 

خوب این مطلب هم تموم شد به امید اینکه همه عشقا به عشقشون برسند.بای

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 4:19  توسط پسرون  |