تبليغاتX
پسرون اهوازی
وبلاگی برای اهوازی ها و عاشقان اهواز
یک هفته سفر با هم تلخی ها و شیرینیهاش تموم شد. این یه هفته خیلی چیزا بهم یاد دا. خیلی خوش گذشت. واقعا جای همه دوستان خالی. کل هفته رو داشتیم خوش میگذروندیم و میخنودیدم. البته یکی دو تا نقطه تاریک هم داشت که قابل اغماضن.

خیلی بیشتر از اونی که فکر میکردمداود و فرهاد رو شناختم. الان دیگه حاضر نیستم حتی یک روز بدون داود و فرهاد باشم.

خیلی برای من و داود این تنهایی چند روزه مفید بود. بدون حضور یه فرد غریبه چند روزی با هم خلوت کردیم و خیلی حرفا رو که مدتها بود میخواستیم به هم بزنیم رو گفتیم.(البته ناگفته نماند در تمام این ساعتهایی که منو داود حرف میزدیم فرهاد هم بودش!) حالا فرهاد خیلی در مورد من.داود و کسایی که باشون رابطه داریم و داشتیم اطلاعات داره. البته منو داود هم خیلی چیزا در مورد فرهاد میدونیم که قبلا نمیدونستیم.

امیدوارم این دوستی قدیمی که با این سفر ریشه دارتر شد تا همیشه ادامه پیدا کنه.

در ضمن امیدوارم برنامه ای که با فرهاد برای سال دیگه ریختیم بتونیم اجرا کنیم.

به امید آن روز.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 14:57  توسط موخی  | 

سلام به همه اهوازی های خونگرم!

با برو بچه های سایت کلوب یه قرار گذاشتیم ۲۷ اسفند..

هر کی دوست داشت و اومد خوشحالمون میکنه!!!!

ساعت قرار هم ساعت ۵:۳۰ عصره

راستی محلشم زیر پل هفتم کیانپارسه بغل دکه اغذیه فروشی!!!

خوشحال میشیم اگه بچه های بلاگر هم بیان!!!!!

فعلا!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 12:8  توسط موخی  | 

سلامی به گرمی آفتاب داغ جنوب....

اومدم اهواز

بالاخره به شهر عزیز خودم اومدم..

نمیدونم چه کار کنم این دو هفته که اهوازم...تصمیمگیری خیلی سخته

تنها برنامه مشخصم بیرون رفتن با داودها و با یکی از دوستان عزیزم هستش بقیه برنامه ها اصلا مشخص نیست....اما دوست دارم با تمام دوستام برم بیرون!

امیدوارم دوستان بیان...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 10:49  توسط موخی  | 

فکری شدم که آخر آذر ماه حتما یه سری به اهواز شهر عزیزم بزنم و دوستامو بعد از دو ماه دوری ببینم...

منتظرم باشید.....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 9:4  توسط پسرون  |