تبليغاتX
پسرون اهوازی
وبلاگی برای اهوازی ها و عاشقان اهواز
دوباره سلام.

امروز روز اول ماه رمضانه.

خیلی بود خبری از خودم نداشتم.

دو هفته پیش داود اومد کرج پیشم‌. با هزار امید و آرزو...

از خیلی از علایقش زده بود برای اینکه بیاد کرج....

اما......

دست از پا درازتر برگشت...

ناامید و خسته...


مبین روز به روز داره بزرگتر میشه.

الان هم غلت میزنه و هم اگه دستاش رو بگیریم میشینه و راه میره.

فکر کنم تا سری بعدی که آپ کنم دندون هم داشته باشه راه هم بره.


دلم برای همه دوستای نتیم تنگ شده.

کاش میشد به همشون سر بزنم اما باور کنین وقت نمیکنم...

همتون رو دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 12:5  توسط موخی  |