|
|
|
|
|
سلامی به گرمای آفتاب تابستان....
پسرم مبین روز اول اردیبهشت به دنیا اومد و من و مامانش رو به همراه باقی دوستان و اشنایان به میزان متنابهی خوشحال کرد... انتخابا برگزار شد و کل مملکت رو در موجی از غم فرو برد... تعداد کشته های اعتراضات رو هیچ کس به طور دقیق نمیدونه... امتحانای دانشگاه تهران به شهریور افتاد... همین دیگه... اینم خبرایی که تو این مدت اتفاق افتاده بود... البته به بزرگی خودتون تلگرافی بودن اخبار رو ببخشید... دلم برای همتون تنگ شده... مخصوصا داود عزیزم که خیلیه ندیدمش... همتون رو دوست دارم. اما خانمم رو از همه بیشتر!!!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 15:6 توسط موخی
|
|
||