تبليغاتX
پسرون اهوازی
وبلاگی برای اهوازی ها و عاشقان اهواز
به نام خدا

با روزی بی استاد امروز رو شروع کردم.

روزی بدون عشق.بدون یار. بدون یه همدرد.بدون تو........

انگار نه انگار که ۳ ماه گذشته و من تنهام.

دنیا رو حاضرم بدم برای دوباره گفتن سلام از لبای تو.اون خنده هات.خوشکلیت.محبتت.دوست داشتنات.

من دیگه تنهام اینو محسن خوب میدون.شدم یه دیوونه اینو محست خوب میدونه.

من کاری با روزا نداشتم که اینجوری باید گیره غمهاش بیفتم.فکر کردنام همه رو نگران کرده.شبها رو بیدار

میمونم تا صبح به خاطراتم فکر میکنم به دوست داشتنام به عشق ورزیدنام.اما آه دوری باز هم دوری...

آه پیش از آنکه در اشک غرق شوم چیزی بگو.........چیزی بگو.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 9:35  توسط پسرون  |