|
|
|
|
|
نمي دونم خوزستان منو ديدي...؟
نویسنده: غریب آشنا |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 20:26 توسط موخی
|
|
||
|
|
|
|
|
این پست رو برای این نوشتم که یادم باشه چه کار کردم و کی رو دیدم همین. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 18:11 توسط موخی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه دوستای گل خودم.
سال نو برام اتفاقای جالب و جدیدی در پی داشته. اتفاقاتی که خیلی از مسائل رو برام روشن کرده و گاهی اوقات باعث شده به روزگار بخندم. به بلاهایی که سرم اورده پوزخند بنم و از کنارشون به راحتی رد بشم. اما... از کنار یه موضوع هیچ وقت نمیتونم رد بشم. تمام شادیم رو همین یه چیز ازم گرفته. دیگه نمیتونم از ته دل بخندم. هر وقت میخوام بخندم یاد خنده های اون میفتم و یاد این میفتم که دیگه الان نمیتونم ببینمش همینم باعث میشه خنده ام به گریه تبدیل بشه. گریه ای از اعماق وجودم سرچشمه گرفته، جایی که هیچ کس رو بهش راه نمیدم. شاید یه نفر هم نفهمه چی میگم... شاید برای خیلی ها قبول این که من سال پیش چی کشیدم از دست این روزگار خیلی سخت باشه اما سیلی روزگار رو من با تمام وجود حس کردم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جاتون خالی روز ۱۳ با پسر خاله ام و چند تا از بروبچس رفتیم فیلم اخراجی های ده نمکی. واقعا فیلم غوغایی بود. مخصوصا اونجاش که مجید سوزوکی داشت توی میدون مین راه میرفت. فیلمش برخلاف چیزی که اکثر بچه ها میگفتن اصلا فیلم طنزی نبود. هر چند یه دیالوگ های خنده داری داشت اما حداقل به نظر من مایه درام فیلم خیلی به طنزش میچربید. پیشنهاد میکنم حتما ببینیدش که اگه نبیدش زندگیتون بر فناست! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امسال اهواز برام خیلی دوست داشتنیتر از گذشته بود. با اینکه هنوز هیچکدوم از رفقام رو ندیدم اما خیلی جاهای اهواز رو دیدم که قبلا ندیده بودم. مناطقی که همیشه توی چشمم بودن اما هیچوقت ندیده بودمشون. خلاصه کلام اینکه اهواز رو خیلی بهتر از قبل شناختم. اما از دوستای قدیمیم هیچ خیری ندیدم. انگار نه انگار که یه همچین رفیقی داشتن و یه عمری با هم بودیم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یه تشکر ویژه هم باید از چند تا از دوستام داشته باشن که منو هیچوقت تنها نذاشتن و همیشه به یادم بودن. نمیخوام اسم ببرم چون ممکنه اونی که مهمترینه از من ناراحت بشه از اینکه اسمشو توی بلاگ اوردم، برای همین از هیچکس اسم نمیبرم. با آرزوی سالی پر از شادی و سربلندی و مملو از عشق(البته از نوع پاک و مطهرش)...
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 13:42 توسط موخی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام من بعد از یه مدت طولانی مطلب می نویسم
دیشب یه قراری داشتیم که اینجوری شروع شد پسر عمم زنگ زد گفت که بیا همه چیز آمادست من هم زنگ زدم به محسن و بعد با محسن رفتینم پارک ساحلی یه چادر و چنتا پتو ۴تا آدم الاف تا صبح بگو و بخند. جایه همه خالی......... البت عید همه مبارک داود اهوازی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 22:46 توسط پسرون
|
|
||