تبليغاتX
پسرون اهوازی
وبلاگی برای اهوازی ها و عاشقان اهواز
مدتیه سرنوشت داره بام بازی میکنه...
نمیدونم تا کی باید به پای سرنوشت بسوزم و بسازم..
خدایا کی میشه که سرنوشت به کام ما بشه؟؟
 
کاش میشد سرنوشت را از سر٬نوشت...
 
به امید آن روز.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 20:51  توسط موخی  | 

امروز داشتم دیوان فروغ رو ورق میزدم یه دفعه چشمم خورد به شعری که سهراب در رثای فروغ گفته بود.

گفتم شما هم بخونیدش بدک نیست.

دوست

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
 و باتمام افق های باز نسبت داشت
 و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید
صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود
 و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد
 و دست هاش
هوای صاف سخاوت را
ورق زد
و مهربانی را
به سمت ما کوچاند به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را
 برای آینه تفسیر کرد
 و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود
و او به سبک درخت
میان عافیت نور منتشر می شد
 همیشه کودکی باد را صدا می کرد
همیشه رشته صحبت را
به چفت آب گره می زد
برای ما یک شب
سجود سبز محبت را
چنان صریح ادا کرد
که ما به عاطفه سطح خاک دست کشیدیم
و مثل یک لهجه یک سطل آب تازه شدیم
و بارها دیدیم
که با چه قدر سبد
 برای چیدن یک خوشه ی بشارت رفت
ولی نشد
 که روبروی وضوح کبوتران بنشیند
 و رفت تا لب هیچ
 و پشت حوصله نورها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد
 که ما میان پریشانی تلفظ درها
 برای خوردن یک سیب
چه قدر تنها ماندیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 14:16  توسط موخی  | 

 عشق يعنى لرزش هر قلب سنگ
مى شود با عشق،هر سنگى قشنگ
 
در طبيعت هرکس يارى گرفت
از براى خويش دلدارى گرفت
 
دلبر من آسمـانى آبـى است
چهرهْ انســانيش مـهتابى است

جمله رفتارش بسى باشد متين
ميگذارد پـاخـرامان بر زمـين
 
دلبر مـن عاشق ذات خـداست
زيـنت وزيـور برايـش بـى بهاست
 
جــلوهْ آيــين يــارم ذاتـي است
دلبر من ساده وخوش طينت است
 
يار من همچون پرستو با صفاست
عـاشق زيـباى دنيـاى ماست
 
دلبر من عاشق شعر است وشور
دلـبر مــن در دلش دارد سـرور

هر کسى گر اين چنين دلبر گزيد
بــهره از دنـيا وعـقبايش بـديد

هرکه خواهـد بهر يارش شدعزيز
بايد او داد خوب را از بد تميز
 
زينت آگـه به علم ودانش است
زينت او کى به رخت وپوشش است
  
عشق يعنى حس گـرمى در وجـود
بــاوجـودعشـق سـرمايى نـبـود

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 15:24  توسط موخی  | 

در انتهاي هر سفر
 در آيينه
 دار و ندار خويش را مرور مي كنم
اين خاك تيره اين زيمن
 پايوش پاي خسته ام
 اين سقف كوتاه آسمان
 سرپوش چشم بسته ام
 اما خداي دل
 در آخرين سفر
 در آيينه به حز دو بيكرانه كران
به جز زمين و آسمان
چيزي نمانده است
گم گشته ام ‚ كجا
نديده اي مرا ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 19:50  توسط موخی  | 

داود امــــــام (آخه نامرد)  رپ

داود امــــــام (گه تو علی رضا فرد)    رپ  (فش دادن به خواننده علی رضا فرد)

داود امــــــام (آخه دل من)موزیک 

داود امام بهترین رپ ساز در اینترنت به شمار رفت گروه ابلیس فرمودند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 1:25  توسط پسرون  |